شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

46

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

زندگى با اين ستم‌پيشگان را جز رنج و نكبت نمىدانم » . سپس يارانش بپاخاستند و به دو پاسخ‌هايى دادند كه حاكى از ديانت و ايمان خالص آنان بود . آنگاه حضرت سوار شد و از مسير عذيب و قادسيه به سمت چپ تغيير مسير داد و از كاخ بنى مقاتل عبور كرد و به حركت خويش ادامه داد . در اينجا فرمانى از عبيد اللّه مبنى بر سخت‌گيرى در مورد امام به حرّ رسيد و بدينسان ، امام حسين عليه السّلام روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 به كربلا رسيد و در آنجا سراپرده زد ، عمر سعد « 1 » با سيلى خروشان از سواره نظام و پيادگان به سمت او روانه گشت به گونهاى كه منادى ابن زياد اعلان كرد : هر كس در كوفه باشد و براى جنگ با حسين بيرون نرود ، از امن و امان برخوردار نيست ، تا آنجا كه مرد بيگانهاى در كوفه ديده شد ، او را نزد ابن زياد بردند ، از عدم حضور وى در جمع سپاهيان جويا شد ، او گفت : مردى از اهل شام هستم كه جهت دريافت بستانكارى خود از مردى عراقى بدين ديار آمدهام ، ابن زياد گفت : او را بكشيد تا كسانى كه براى جنگ حاضر نشدهاند ، ادب شوند و آن مرد در دم كشته شد ! ! عمر سعد خواستار كنار آمدن با امام عليه السّلام بود ، از اين رو ، علت و سبب آمدن حضرت بدان سامان را جويا شد امام عليه السّلام ماجرا را به اطلاع وى رساند و از او خواست اجازه دهد يا به مكه بازگردد و يا به برخى درّه‌ها و مناطق كوهستانى دور دست برود . عمر سعد در اين خصوص طى نامهاى به ابن زياد از او كسب تكليف كرد . ابن زياد با پاسخى تهديدآميز به نامهء او ، اظهار داشت : در صورتى كه با حسين نجنگد و يا او را به اطاعت از حاكميّت وى وادار نسازد ، از كار كناره‌گيرى و زمام امور را به شمر بن ذى الجوشن بسپارد !

--> ( 1 ) . ابو حفص عمر بن سعد بن ابو وقّاص ، مالك بن اهيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرة ، مادرش كنيز بوده و مادر بزرگ وى حمنة دختر سفيان بن اميّة بن عبد شمس پسر عموى هاشم مرقال بن عتبة بن ابو وقاص ، از ياران على عليه السّلام به شمار مىآمده است .